واژه جو

پرنور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پرنور. [ پ ُ ] (ص مرکب ) صاحب فروغ بسیار : همی تابد شعاع داد از آن پرنور پیشانی . لوکری .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی پرنور | واژه جو