پرورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پرورد. [ پ َرْ وَ ] (ن مف مرخم ) پرورده . و آن به صورت مزید مؤخری به بعض کلمات ملحق شود: الم پرورد. خانه پرورد، خُم پرورد، دست پرورد، سایه پرورد، غم پرورد، مهرپرورد، نازپرورد، نعمت پرورد، مرغ پرورد، انس پرورد و غیرها : از این مرغ پرورد و زآن دیوزاد چگونه برآید همانا نژاد. فردوسی . پرورده ٔ وحشتم ز بی جنسی کو هم نفسی که انس پرورد است . خاقانی . ◄ (مص مرخم ) پرورش . تغذیه : از آن پس که گشتم ز مادر جدا چنان چون بود بچه ٔ بی بها بنزد شبانان فرستادیم بپرورد شیران نر دادیم . فردوسی .