پروین اعتصامی | دیوان اشعار | مثنویات، تمثیلات و مقطعات | بیت
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خیال آشنائی بر دلم نگذشته بود اول نمیدانم چه دستی طرح کرد این آشنائی را
بکوش و دانشی آموز و پرتوی افکن که فرصتی که ترا دادهاند، بیبدل است
دل پاکیزه، بکردار بد آلوده مکن تیرگی خواستن، از نور گریزان شدن است