پروین اعتصامی | دیوان اشعار | مثنویات، تمثیلات و مقطعات | قطعه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی جز سرزنش و بد سری خار، چه دیدی ای لعل دل افروز، تو با اینهمه پرتو جز مشتری سفله، ببازار چه دیدی رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبت غیر از قفس، ای مرغ گرفتار، چه دیدی
ما نیز در دیار حقیقت، توانگریم کالای ما چو وقت رسد، کارهای ماست ما روی خود ز راه سعادت نتافتیم پیران ره، بما ننمودند راه راست
گر شمع را ز شعله رهائی است آرزو آتش چرا به خرمن پروانه میزند سرمست، ای کبوترک ساده دل، مپر در تیه آز، راه تو را دانه میزند