پرکردن (تکمیل کردن)
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
آکندن، انباشتن، فشردن، چپاندن، تپاندن، تجدید محتوا کردن فرو کردن، جادادن، تنگ هم چیدن، پر کردن (گنجاندن) آب انداختن، آبیاری کردن، ریختن بار زدن، بار کردن، اندودن فراگرفتن اشباع کردن، غرقه کردن، سیر کردن انباردن متراکم کردن پرشدن، کامل شدن