پرکنده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پَ. کَ دِ) (ص.) ۱- درمانده و عاجز. ۲- متفرق، پراکنده.واژه قبلی: پرکمواژه بعدی: پرگار