واژه جو

پرکی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پرکی . [ پ َ رَ ] (ص نسبی ) (کلاه ...) کلاهی درویشان را تَرک تَرک : حاجت به کلاه پرکی داشتنت نیست درویش صفت باش و کلاه تتری دار. سعدی . و در بعض نسخ برکی آمده است .

معنی پرکی | واژه جو