پری دیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پِ. دَ) (مص م.) کنایه از: دیوانه شدن.واژه قبلی: پری دارواژه بعدی: پری زاده