پریسای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پریسای . [ پ َ ] (نف مرکب ) مخفف پری افسای . کسی که افسون پری خواند. تسخیرکننده ٔ جن . افسونگر. پریخوان . پری بند. عزیمت خوان . عزائم کننده ٔ پری : گهی چو مرد پریسای گونه گونه صور همی نماید زیر نگینه ٔ لبلاب . لبیبی (از صحاح الفرس ).