واژه جو

پریسوز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پریسوز. [ پ َ ] (اِخ ) نام دیری و معبدی در زمان خسروپرویز و بعضی گویند نام مقامی است که شیرین از دشت انجوک به آنجا رفت . (برهان قاطع) : از آنجا تا در دیر پری سوز پریدندی پریرویان در آن روز. نظامی (از فرهنگ جهانگیری ).

معنی پریسوز | واژه جو