پزد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پزد. [ پ َ ](اِ) خون باشد که بعربی دم گویند و بعضی بمعنی جان گفته اند که بعربی روح خوانند. (برهان قاطع). روان .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پزد. [ پ َ ](اِ) خون باشد که بعربی دم گویند و بعضی بمعنی جان گفته اند که بعربی روح خوانند. (برهان قاطع). روان .