پزیونتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پزیونتن . [ پ َ ن ِ ت َ ] (مص ) بزبان زند و پازند بمعنی دادن باشد که در مقابل گرفتن است ویزیونمی یعنی میدهم و پزیونید یعنی بدهید. (برهان قاطع). و مراد صاحب برهان از کلمات زند و پازند غالباً هزوارش هاست .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پزیونتن . [ پ َ ن ِ ت َ ] (مص ) بزبان زند و پازند بمعنی دادن باشد که در مقابل گرفتن است ویزیونمی یعنی میدهم و پزیونید یعنی بدهید. (برهان قاطع). و مراد صاحب برهان از کلمات زند و پازند غالباً هزوارش هاست .