پس آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس آمدن . [ پ َ م َ دَ ] (مص مرکب ) پس آمدن با...؛ غلبه کردن بر. حریف شدن به .برابری کردن با : من از پس او برنمی آیم . ♦ پس آمدن (مطلق ) ؛ بازگشتن . ♦ امثال : سکه ٔ شاه ولایت هرجا رود پس آید .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس آمدن . [ پ َ م َ دَ ] (مص مرکب ) پس آمدن با...؛ غلبه کردن بر. حریف شدن به .برابری کردن با : من از پس او برنمی آیم . ♦ پس آمدن (مطلق ) ؛ بازگشتن . ♦ امثال : سکه ٔ شاه ولایت هرجا رود پس آید .