پس افتاده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس افتاده . [ پ َ اُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) کسی را گویند که در راه از رفقا بازمانده باشد. (برهان قاطع). ◄ پس افت . اندوخته . پس انداز. ذخیره . پس افکند. پس اوگند.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس افتاده . [ پ َ اُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) کسی را گویند که در راه از رفقا بازمانده باشد. (برهان قاطع). ◄ پس افت . اندوخته . پس انداز. ذخیره . پس افکند. پس اوگند.