پس افکندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس افکندن . [ پ َ اَ ک َ دَ / دِ ] (مص مرکب ) چیزی از درآمد خود ذخیره کردن . اندوخته ساختن . ذخیره کردن . ◄ تأخیر. بعقب انداختن . ◄ میراث گذاشتن . (برهان قاطع). ◄ پس افکندن کار را، مساوَفه .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس افکندن . [ پ َ اَ ک َ دَ / دِ ] (مص مرکب ) چیزی از درآمد خود ذخیره کردن . اندوخته ساختن . ذخیره کردن . ◄ تأخیر. بعقب انداختن . ◄ میراث گذاشتن . (برهان قاطع). ◄ پس افکندن کار را، مساوَفه .