پس انداختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس انداختن . [ پ َ اَ ت َ ] (مص مرکب ) تعویق . تأخیر. تَلکﱡؤ. ◄ قسطی از دین را بموعد ندادن . ◄ ... زن، حیض را دیر کردن . ◄ در تداول عوام، بلغت اهریمنی، زادن . زائیدن . تولید کردن : سه بچه پس انداخته است . سه تا کره پس انداخته است .