پس انداز کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کَ دَ) (مص م.) ذخیره کردن، صرفه جویی کردن.مترادفها و واژههای مرتبطاندوختن، ذخیره کردن، صرفهجویی کردنواژه قبلی: پس اندازواژه بعدی: پس خور