پس اندوز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس اندوز. [ پ َ اَ ] (ن مف مرکب ) پس اندوخته . پس انداز : گر ملک فریدونت پس اندوز بود روزت ز خوشی چو عید نوروز بود در کار خود ار بخواب غفلت باشی ترسم که چو بیدار شوی روز بود. وزیر سلطان طغرل بن ارسلان بن طغرل (از تاریخ گزیده ).