پس دست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس دست . [پ َ س ِ دَ ] (اِ مرکب ) ذخیره . پس انداز. یخنی . ذخر. ♦ پس دست خود داشتن و پس دست نگاه داشتن ؛ ذخر. اذخار. ذخیره کردن برای موقع احتیاج . پس انداز کردن . یخنی نهادن . ♦ پس دست کردن ؛ پنهان کردن . اندوختن .ذخیره نهادن : وگر بخانه زری ماند زن کند پس دست . امیرخسرو دهلوی (از فرهنگ رشیدی ).