پس زدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
برگشتن، خودرا پس کشیدن، خودرا جمع کردن، عقب نشستن، بهجای خود باز گشتن، بهحال نخستین برگشتن، رجعت کردن لگد زدن [تفنگ] لگد انداختن، جفتک انداختن، انداختن تقابل داشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
برگشتن، خودرا پس کشیدن، خودرا جمع کردن، عقب نشستن، بهجای خود باز گشتن، بهحال نخستین برگشتن، رجعت کردن لگد زدن [تفنگ] لگد انداختن، جفتک انداختن، انداختن تقابل داشتن