پس فتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس فتادن . [ پ َ ف ُ / ف ِ دَ ] (مص مرکب ) مخفف پس افتادن . عقب ماندن . بدنبال افتادن : چونکه گله بازگردد از ورود پس فتدآن بز که پیش آهنگ بود. مولوی . ◄ بازگشتن مریض به مرض پس از آنکه رو به بهبود نهاده بود. رجوع به پس افتادن شود.