پس و پیش نگریستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پس وپیش نگریستن . [ پ َ س ُ ن ِ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) یا پس و پیش نگه کردن . گذشته و آینده را بنظر داشتن . به قبل و بعد اندیشیدن . عاقبت اندیشیدن : شنیدم که راهی [ دین زرتشت ] گرفتی تباه بخود روز روشن بکردی سپاه ... تبه کردی آن پهلوی کیش را چرا ننگریدی پس و پیش را. دقیقی . بلشکر بترسان بداندیش را بژرفی نگه کن پس و پیش را. فردوسی .