پساوند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ وَ) (اِمر.)<BR>۱- قافیة شعر.<BR>۲- جزوی که به آخرکلمه اضافه شود و تغییری در معنی آن دهد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ وَ) (اِمر.) ۱- قافیه شعر. ۲- جزوی که به آخرکلمه اضافه شود و تغییری در معنی آن دهد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پساوند. [ پ َ وَ ] (اِ مرکب ) قافیه ٔ شعر را گویند. (برهان قاطع). و بیت ذیل را مثال آورده اند : همه یاوه همه خام و همه سست معانی باژگونه تا پساوند. لبیبی . لکن در این بیت که در لغت نامه ٔ اسدی به شاهد آمده است پساوند بمعنی مقطع قصیده و غزل و غیر آن بنظر می آید و مصراع ثانی نیز ظاهراً بدین صورت بوده است : معانی از چکاده تا پساوند. صاحب فرهنگ رشیدی گوید: معنی ترکیبی [ پساوند ] آنکه نسبت به آخر دارد چه آوند کلمه ٔ نسبت است چنانکه در مقدمه گذشت . ◄ مزید مؤخر. پسوند.