پستی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ)۱ - (اِ.) نشیب، گودی.<BR>۲- (حامص.) انحطاط.<BR>۳- خواری، ذلت.<BR>۴- نانجیبی، رذالت.<BR>۵- تنگ چشمی، کوته نظری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ)۱ - (اِ.) نشیب، گودی. ۲- (حامص.) انحطاط. ۳- خواری، ذلت. ۴- نانجیبی، رذالت. ۵- تنگ چشمی، کوته نظری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پستی . [ پ َ ] (حامص ) پائینی . فرود. سِفل . سُفل . سفح . حضیض . مقابل بالا و بالائی : چو آگاه شد رستم نامجوی ز پستی ببالا نهادند روی . فردوسی . ز جنگش به پستی بپیچید [ گیو ] روی گریزان همی رفت پرخاشجوی . فردوسی . کمی و فزونی و نیک اختری بلندی و پستی و کندآوری . فردوسی . وگر خوار گیرد تن ارجمند به پستی نهدروی، سرو بلند. فردوسی . چون آب ز بالا بگراید سوی پستی وز پست چو آتش بگراید سوی بالا. عنصری . تا در بر هر پستی پیوسته بلندیست تا در پس هر لیلی آینده نهاریست . فرخی . گه ز بالا سوی پستی بازگردد سرنگون گه ز پستی برفروزد سوی بالا برشود. فرخی . آخر فزون شود که فزونی ز کاستی است وز پستی آردش به بلندی ده و چهار. مسعودسعد. هدهدة؛ فرود آوردن چیزی را از بلندی به پستی . (منتهی الارب ). ♦ امثال : هر پستی یک بلندی دارد . ◄ انحطاط. انخفاض . ◄ نشیب . قنوع . (منتهی الارب ). ◄ گودی . لحج، پستی و تک چاه و پستی وادی . (منتهی الارب ). ◄ کوتاهی . کم ارتفاعی . ◄ همواری زمین . مسطح بودن . جای مسطح . ◄ خواری . زبونی . ذلت . بی اعتباری : ای درم از دست تو رسیده به پستی زرّ ز بخشیدنت فتاده بخواری . فرخی . ◄ دنائت . رذالت . سفالت .خست . خساست . لاِ َّمت . پست فطرتی . نانجیبی . ناکسی . هیچ کسی . فرومایگی . دونی : نکند مستی دانا نخورد عاقل می ننهد مرد خردمند سوی پستی پی . سنائی . ◄ کوته نظری . تنگ چشمی .
مترادف و متضاد واژهدان
انحطاط، بیاعتباری، حضیض حقارت، خواری، دنائت، ذلت، رذالت، زبونی، سفل، فرومایگی، لئامت، مذلت، هوان نشیب کوتاهی