واژه جو

پسر داود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پسر داود. [ پ ِ س َ رِ وُو ] (اِخ ) مؤلف قاموس کتاب مقدس گوید: این لغت بواسطه نبوّات وارده در عهد عتیق قصد از نسل داود است که سلطنت پایدار مستقبل [ ظ: مستقل ] و با جلالی داشته باشد - انتهی .

معنی پسر داود | واژه جو