واژه جو

پسر عباس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پسر عباس . [ پ ِ س َ رِ ع َ ب ب ] (اِخ ) مؤلف مجمل التواریخ (ص ١٢) عبداﷲبن عباس بن عبدالمطلب را چنین نامیده است . رجوع به ابن عباس شود.

معنی پسر عباس | واژه جو