پسر نوح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پسر نوح . [ پ ِ س َ رِ ] (اِخ ) پسران نوح چند تن بودند بنام سام و حام و یافث و کنعان و کنعان کافر بود و چون پسر نوح مطلق در شعر و غیر آن گویند غرض کنعان است . مؤلف مجمل التواریخ والقصص گوید: پس طوفان برآمدن گرفت از بالا و زیر پسر نوح، کنعان و بدیگر روایت نام او یام، در کشتی ننشست و باخود گفت چون آب غلبه گیرد، بر کوه گریزم، نوح گفت : لاعاصم الیوم من امراﷲ الا من رَحِم، اندرین سخن بود که موج آب طوفان او را درگردانید - انتهی : پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد. سعدی (گلستان ). و نیز رجوع به حام و سام و یافث و کنعان و یام شود.