واژه جو

پسرعمو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پسرعمو. [ پ ِ س َ ع َ ] (اِ مرکب ) رجوع به پسرعم ّ شود.

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی پسرعمو | واژه جو