پشت بند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. بَ) (اِمر.)<BR>۱- هر آن چیزی که پشت دیوار شکسته قرار دهند تا دیوار نیفتد.<BR>۲- (عا.) آب یا شربت یا غذایی که پس از خوردن دارو بخورند.<BR>۳- کوله بار.<BR>۴- (ق.) بلافاصله، بی درنگ.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. بَ) (اِمر.) ۱- هر آن چیزی که پشت دیوار شکسته قرار دهند تا دیوار نیفتد. ۲- (عا.) آب یا شربت یا غذایی که پس از خوردن دارو بخورند. ۳- کوله بار. ۴- (ق.) بلافاصله، بی درنگ.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشت بند. [ پ ُ ب َ ] (اِ مرکب ) دیواری کوتاه در پی دیواری بلند برای نگاه داشتن آن از افتادن . بنائی پشت دیوار تا برپای ماند. ◄ مدد. معین . ردیف . ◄ ذخیره در سپاهی . ◄ طعام دوم که در چلوکبابی ها آرند کمتر از اَوّلی . بار دوم چلوکباب در دکانهای چلوپزی . بشقاب دوم وسوم چلوکباب که پس از خوردن بشقاب اول آرند. ◄ در بازی ورق، ورقی که بر اعتبار ورقهای دیگر افزاید: پشت بندش آس است . ◄ متمم . مُکمل . پشت بندش را نیاورد یعنی آنرا ناقص و ناتمام گذاشت .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی