پشت دوتا کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشت دوتا کردن . [ پ ُ دُ ک َ دَ] (مص مرکب ) خم کردن . خمیده ساختن پشت : هر که دل یکتا کند در بیعت و پیمان تو دور گردون پشت او را کرد نتواند دوتا. معزی . ◄ پشت خم کردن برسم عباد و بندگان در برابر کسی تعظیم را خم شدن . تعظیم با خم کردن پشت : ای شکم خیره به نانی بساز تا نکنی پشت بخدمت دوتا. سعدی .