پشت قوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشت قوی . [پ ُ ق َ ] (ص مرکب ) مستظهر. نیرومند شده : جاوید باش و پشت قوی باش و تندرست تو شادخوار و ما رهیان از تو شادخوار. فرخی . ♦ پشت قوی شدن ؛ استظهار. (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشت قوی . [پ ُ ق َ ] (ص مرکب ) مستظهر. نیرومند شده : جاوید باش و پشت قوی باش و تندرست تو شادخوار و ما رهیان از تو شادخوار. فرخی . ♦ پشت قوی شدن ؛ استظهار. (منتهی الارب ).