پشت پایی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پُ) (ص نسب.) هیز، مخنّث.مترادفها و واژههای مرتبطامرد، بیریش، مخنث، هیزواژه قبلی: پشت پا زدنواژه بعدی: پشت کار