پشت گاشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشت گاشتن . [ پ ُ ت َن ْ ] (مص مرکب ) برگشتن . بازگشتن . پشت برگردانیدن و دور شدن . پشت بگردانیدن . پشت کردن . پشت نمودن . تولیة. تَولّی : سبک پشت بر یکدگر گاشتند ز دل کینه بر خاک بگذاشتند. فردوسی . که بر من چنین پشت برگاشتی برین دژ مرا خوار بگذاشتی . فردوسی . همه پشت بر تاجور گاشتند میان سوارانش بگذاشتند. فردوسی . ◄ بهزیمت رفتن . گریختن . فرار کردن : یکی پشت بر دیگری برنگاشت بنگذاشت آن پایگه را که داشت . فردوسی . چو گویند کز جنگ برگاشت پشت از آن به که گویند دشمنش کشت . اسدی .