پشت گرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشت گرم . [ پ ُ گ َ ] (ص مرکب ) مستظهر. معتمد. مُتکی : بدانکه منزلت تو نزد امیرالمؤمنین منزلت راست گوی امین است نه گمان زده تهمت ناک، چرا که امر حکومت را بتو سپرده و پشت گرم شد بتو نه بر تو. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣١٣). ♦ پشت کسی را گرم داشتن ؛ مدد کردن به وی . یاری و مددکاری کردن به او. امداد : نه هم پشتی که پشتم گرم دارد. نظامی . ♦ پشت گرم بودن ؛ مستظهر بودن : فریب چون گل رعنا نمیخورم زنهار در این چمن که مرا پشت از خزان گرم است . سلیم (از فرهنگ ضیاء).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی