پشتوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشتوار. [ پ ُ ] (ص مرکب ) پشتیبان باشد. (فرهنگ جهانگیری ). پشتدار. پشتوان . یاریگر : نه مار را مدد و پشتوار موسی ساخت نه لحظه لحظه زعین جفا وفا سازد. مولوی (از فرهنگ جهانگیری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشتوار. [ پ ُ ] (ص مرکب ) پشتیبان باشد. (فرهنگ جهانگیری ). پشتدار. پشتوان . یاریگر : نه مار را مدد و پشتوار موسی ساخت نه لحظه لحظه زعین جفا وفا سازد. مولوی (از فرهنگ جهانگیری ).