پشتوانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پُ نِ) (اِمر.)<BR>۱- سپردة بانکی.<BR>۲- مقدار طلا و نقره و جواهر و مانند آن که از طرف دولت یا بانک ناشر اسکناس برای اعتبار چاپ اسکناس تعیین و نگه داری میشود.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پُ نِ) (اِمر.) ۱- سپرده بانکی. ۲- مقدار طلا و نقره و جواهر و مانند آن که از طرف دولت یا بانک ناشر اسکناس برای اعتبار چاپ اسکناس تعیین و نگه داری میشود.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشتوانه . [ پ ُ ن َ /ن ِ ] (اِ مرکب ) پشتیوان . پشتیبان . ◄ سپرده ای است که کسی برای اعتبار خود در بانک معین میکند . (از لغات فرهنگستان ).
مترادف و متضاد واژهدان
اعتبار، تضمین پشتیبان، پشتوان، پشتیوان، تکیهگاه، ظهیر حامی، مددکار، معین، یار، یاور
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی