پشن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشن . [ پ َ ش َ ] (اِخ ) نام موضعی است که بدانجا میان پیران ویسه و طوس نوذر جنگ واقع شد و تورانیان فتح کردند و اکثر پسران گودرز در آن جنگ کشته شدندو این جنگ را جنگ لادن و جنگ پشن گویند : بلادن که آمد سپاهی گشن شبیخون به ایران بجنگ پشن . فردوسی . یکی سرو بد سبز و برگش گشن بر او شاخ چون رزمگاه پشن . فردوسی . چون عارض تو ماه نباشد روشن مانند رخت گل نبود در گلشن مژگانْت همی گذر کند از جوشن مانند سنان گیو در جنگ پشن .
پشن . [ پ َ ش َ ](اِخ ) مخفف پشنک نام پدر افراسیاب . (برهان قاطع).
پشن . [ پ َ ش َ ] (اِخ ) نام پسر بانوگشسب دختر رستم است و این نام در اصل پشنگ بوده است .