پشولیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشولیده . [ پ ِ دَ / دِ ] (ن مف ) بشولیده . پریشان .ژولیده . پراکنده . (برهان قاطع). متفرق : دل درویش سراسیمه به است طره ٔ دوست پشولیده خوش است . شرف شفروه (از فرهنگ جهانگیری ). و نیز رجوع به بشولیده شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشولیده . [ پ ِ دَ / دِ ] (ن مف ) بشولیده . پریشان .ژولیده . پراکنده . (برهان قاطع). متفرق : دل درویش سراسیمه به است طره ٔ دوست پشولیده خوش است . شرف شفروه (از فرهنگ جهانگیری ). و نیز رجوع به بشولیده شود.