پشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پشین . [ پ َ ] (اِخ ) نام پسر بزرگ کیقباد است و سهراب و لهراسب پسران اویند و بعضی گویند پسر سومین کیقباد است . (برهان قاطع). نام پسر کیقباد که کی پشین گویند. (فرهنگ رشیدی ). نام پسر سوم کیقباد برادر خرد کیکاوس که لهراسب پدر گشتاسب پسر اوست . (فرهنگ سروری ) : پشین بود از تخمه ٔ کیقباد خردمند شاهی دلش پر ز داد. فردوسی . و نیز رجوع به کی پشین شود.
فرهنگ نامهای فارسی
نام مردانه