پفخم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پفخم . [ پ َ خ َ ] (ق ) در بعض لغت نامه ها و از جمله شعوری آمده است که این کلمه بمعنی بسیار است و بیت ذیل را شاهد آورده اند : بدان ماند بنفشه بر لب جوی که در آتش زنی گوگرد پفخم . منجیک . لیکن این کلمه بفخم است با بای موحده مکسوره نه پ ِ. و باء جزء کلمه نیست و اصل فخم است بمعنی بسیار. رجوع به فخم شود.