پف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پُ) (اِصت.) ۱- بادی که در اثر جمع کردن هوا از دهان به در آید. ۲- آماس، ورم.مترادفها و واژههای مرتبطآماس، باد، متورم، ورمآماه، پفو، دم، فوت، نفحه، نفخ، ورمواژه قبلی: پغنهواژه بعدی: پف آلود