پلان
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(پِ) [ فر. ] (اِ.) ۱- طرح، نامه. ۲- تصویر افقی مجموعه ساختمانی زمین یا جزییات ساختمان. ۳- صحنهای از یک فیلم که در یک نوبت و بدون قطع فیلم برداری شدهاست، نما (فره).
(پَ) (اِ.) خوی گیر زین، عرق گیر.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(پِ) [ فر. ] (اِ.) ۱- طرح، نامه. ۲- تصویر افقی مجموعه ساختمانی زمین یا جزییات ساختمان. ۳- صحنهای از یک فیلم که در یک نوبت و بدون قطع فیلم برداری شدهاست، نما (فره).
(پَ) (اِ.) خوی گیر زین، عرق گیر.