واژه جو

پلخ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(پَ لَ) (اِ.) حلق، گلو.<br>

فرهنگ فارسی معین

(پَ لَ) (اِ.) حلق، گلو.

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پلخ . [ پ َ ل َ ] (اِ) حلق و گلو را گویند. (برهان قاطع) : ز بس افغان و نعره و فریاد مردمان را فروگرفته پَلَخ . نزاری .

معنی پلخ | واژه جو