پلمس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پَ مَ) ۱- مضطرب شدن و دست و پا گم کردن، اضطراب. ۲- متهم ساختن. ۳- دروغ گفتن.واژه قبلی: پلمبواژه بعدی: پلمه