پنافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پنافتن . [ پ َ ت َ ] (مص ) صاحب فرهنگ شعوری گوید بمعنی مسدود شدن راه آب و سدها و امثال آن است و آن را پافته شدن نیز گویند. در جای دیگر دیده نشد و به شعوری نیز اعتمادی نیست .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
پنافتن . [ پ َ ت َ ] (مص ) صاحب فرهنگ شعوری گوید بمعنی مسدود شدن راه آب و سدها و امثال آن است و آن را پافته شدن نیز گویند. در جای دیگر دیده نشد و به شعوری نیز اعتمادی نیست .