پناه جستن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تأمین خواستن، امان خواستن (جستن)، زنهار خواستن، متحصن شدن، تحصن کردن، پناه گرفتن احتیاط کردن، محتاط بودن مخفی شدن، درکمین بودن، گریختن سنگر گرفتن، پناه گرفتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
تأمین خواستن، امان خواستن (جستن)، زنهار خواستن، متحصن شدن، تحصن کردن، پناه گرفتن احتیاط کردن، محتاط بودن مخفی شدن، درکمین بودن، گریختن سنگر گرفتن، پناه گرفتن