پنبه کردن
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) ۱- (مص ل.) گریختن. ۲- (مص م.) پراکنده ساختن. ۳- خاموش کردن. ۴- منکر شدن. ۵- عاجز گردانیدن.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) ۱- (مص ل.) گریختن. ۲- (مص م.) پراکنده ساختن. ۳- خاموش کردن. ۴- منکر شدن. ۵- عاجز گردانیدن.