واژه جو

پنتو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

پنتو. [ پ َ ت ُ ] (اِخ ) ماندِس . سیّاح پرتقالی متولد در مونتمارولهو. وی در هند شرقی سیاحت کرد و سفرنامه ای نوشت بعنوان سفرهای پرحوادث . (١٥٠٩ - ١٥٨٣ م .).

معنی پنتو | واژه جو