واژه‌جو

پنک

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(پَ نَ) (اِ.) وجب، وژه، شبر.

(پِ) (اِ.) گرفتن و فشار دادن گوشت یا پوست بدن با دو سر انگشت چنان که به درد آید، نشگون.

معنی پنک | واژه‌جو