پهلو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(پَ) ۱- دو طرف سینه و شکم. ۲- کنار، نزدیک. ۳- ضلع.(پَ لَ) (ص. اِ.) ۱- قومِ پارت. ۲- دلیر، شجاع. ۳- شهر.مترادفها و واژههای مرتبطجنب، کنارآغوش، برکنارهواژه قبلی: پهروواژه بعدی: پهلو آکندن